تبليغاتX
معمار

معمار

معمار و معماری ، تاریخ هنر ، ایران شناسی , گاهی تراوشات ذهن

 

(در گسترش این متن، با ارسال این آدرس به دوستانتان من را یاری کنید)


سلام.
می خواهم در مورد فیلم 300 و دلیل نگرش اکثر غیر ایرانی ها به نژاد ایرانی صحبت کنم. خوب اگر بخواهیم بررسی کنیم باید از اول شروع کنیم. با استنباط های خودم از زندگی و تاریخ جلو می روم.

آدم و هوّا. پدر و مادر همه ی ما هستند که در ادیان و فرهنگ های مختلف اسم های دیگر دارند. شاید هم ما نسل پیشرفته ی میمون ها هستیم!
هزاران سال است که انسان ها روی کره زمین زندگی می کنند. در حدود 20000 سال پیش انسان ها روستا یا شهری نداشتند و در دشت ها و کوه ها زندگی می کردند. آن ها کوچ نشین بودند و به جاهایی سفر می کردند که خوش آب و هوا باشد، زمین حاصل خیز داشته باشد و ... به نظر من آن ها علمی بسیار پیشرفته تر از علوم حال داشتند، شاید تجربه، شاید هم نیرویی ماوراء طبیعت که می توانستند مکان های عالی را بدون داشتن ماهواره و GPS و هزاران دستگاه آزمایش خاک و ... انتخاب کنند. به هر حال همه یک مبدا داریم، اما مقاصد متفاوتند!!!
من مبداء تاریخ ایران رو ورود اقوام آریایی به این سرزمین مقدس قرار دادم. آریایی ها اقوام کوچ نشین بودند که با دام داری روزگار می گذراندند. آن ها سوار کار و جنگ جو بودند، اولین اقوامی بودند که چرخ و گاری را ساختند، اسب های وحشی را رام می کردند و آن ها را پرورش می دادند. آریایی یعنی "نجیب و شریف". مسکن اولی شان سرزمین ها و چراگاه های شمال فلات ایران بود. موضوعی که به بحث من مربوط است این است که آریایی ها به مردم بی فرهنگ یونان، بابل و مصر یاد دادند که از اسب برای کشیدن گاری های جنگی استفاده کنند. در حدود 3000 سال پیش، مهاجرت آریایی ها از سرزمین های شمال فلات ایران آغاز شد. گروهی از آنان به اروپا و هند رفتند. گروهی هم به فلات ایران آمدند. از دلایلی که مورّخان در مورد هجرت آریایی ها گفته اند افزایش جمعیت، کمبود چراگاه، هجوم افراد همسایه و مهمتر از همه سرد شدن ناگهانی هوا در آن منطقه می باشند. البته قبل از کوچ آنان به ایران کنونی، افراد دیگری در ایران بودند که آثاری هم از آنان ها به جا مانده. آن ها در ساختن ابزار ها و سلاح های گوناگون مهارت زیادی داشتند. آریایی ها از تجربه و دانش آنان استفاده های زیادی کردند و آرام آرام جای آن ها را گرفتند. اما همانطور که گفتم به دلیل علاقه شخصی ام به آریایی ها مبداء را ورود آن ها به ایران فرض می کنم.

ایران از هر جهت برای قوم آریایی مناسب بود، زیرا بسیار وسیع بود، چراگاه های فراوان داشت، به دلیل وجود کوه های بلند و دریا های پهناور بسیار خوب می شد از آن در برابر متجاوزان غارتگر (همسایگان ایران که امروزه نیز کم نیستند!) دفاع کرد. نام ایران بعد از ورود آریایی ها به این سرزمین بر او نهاده شد، ایران یعنی سرزمین آریایی ها. برخی از شهر های ایران نیز از همین ریشه گرفته شده اند. به عنوان مثال بر اساس فرضیه ای نام ملایر از دو کلمه مل - آریا تشکیل شده که به معنی تپه آریایی ها بوده و به مرور زمان نامش به ملایر تغییر پیدا کرده است. آریایی ها پس از ورود به ایران به سه گروه بزرگ : ماد - پارس - پارت تقسیم شدند. ماد ها در شمال غرب و غرب (منطقه هگمتانه و شهر های اطراف آن مانند ملایر و نهاوند، منطقه آذربایجان کنونی)، پارس ها در جنوب (منطقه فارس و خوزستان کنونی)، و پارت ها در شمال شرقی(خراسان و بخش هایی از افغانستان) و پس از آن ایرانیان نامیده شدند. ایرانیان با فرهنگ ترین مردمان آن دوران بودند؛ آنان به مهارت هایی چون رام کردن حیوانات وحشی، ذوب و استخراج فلزات، ساخت سلاح های جنگی و وسایل زندگی از فلزات، استفاده از الفبا، احترام خاص به شخصیت زن و مادر خانواده (بر خلاف اقوام دیگر) و مواردی دیگر. به عنوان مثال مردان و زنان ایرانی سر و بدن خود را با سنجاق سر و دست بند و گوش واره و انگشتر هایی که از فلزات مختلف می ساختند، آرایش می کردند. جنگ جویان ایرانی کلاهی از چرم و فلز بر سر می گذاشتند و بدن خود را با لباسی که به بدن می چسبید، می پوشاندند. ایرانیان با مروت و صلح جو بودند و با اسرا به خوبی رفتار می کردند، اما وقتی به مملکتشان تجاوز می شد دلاورانه و همچون شیر ژیان به دل دشمن می تاختند. آن ها فقط برای دفاع از وطن و ناموس خود به جنگ تن می دادند، از ابزارهایی جنگی چون شمشیر و نیزه و سپر که از مفرغ و آهن ساخته می شدند استفاده می نمودند و بر اسب های تندرو سوار می شدند.

ستون تخت جمشید

زمانی که دیگر اقوام زنان خود را به یکدیگر می فروختند و اگر دخترانشان را زنده به گور نمی کردند، آنها را در قبال اجناس می فروختند، زمانی که برای آن ها خانواده معنی نداشت، در خانواده های ایرانی پدر نقش مهمی داشت، یکی از نقش های او روشن نگه داشتن آتشدان خانواده بود. همانطور که گفتم در خانواده های ایرانی برای زن نیز احترام زیادی قائل بودند.

ایرانیان پدیده های طبیعت را مورد تایش قرار می دادند و بر این باور بودند که با خواندن سرود و دعا و انجام جادوگری می توانند آن ها را با خود مهربان کنند یا از خشم آن ها نسبت به خود بکاهند !
دین ایرانیان به همین شکل بود تا اینکه پیامبری در میان آنان پیدا شد. نام این پیامبر زرتشت بود. او دین جدیدی آورد. زرتشت به مردم یاد داد که "اهورا مزدا" خدای پاکی و خوبی است و همیشه به نبرد با "اهریمن" که مظهر تاریکی و پلیدی است می پردازد. جالب اینکه در آن زمان این را می دانستند که این نبرد هم درون و هم برون انسان است!!! کتاب زرتشت (زردشت) اوستا است که هم اکنون نیز این دین در قسمت هایی همچون هند و قسمت هایی از ایران نیز رواج دارد. بسیاری از افراد نا آگاه و متحجّر، دین زرتشت مقدس ( من جوانی مسلمانم و قلباً زرتشت را دوست دارم. چون او همان خدای من است) را دین آتش پرستی می دانند؛ در صورتی که این چنین نیست. زرتشتیان آتش را عامل و نماد پاکی و عزّت می دانند. به همین دلیل آتشکده های فراوانی از نیکانمان بر جای مانده. البته در طول زمان افرادی بی خرد و بی فرهنگ که آتشکده را بت خانه می پنداشتند بسیاری از آن ها را همچون بناهای تخت جمشید (که پس از انقلاب به شدت تخریب شد)ویران کردند و اما را از وجود این بنا های تاریخی محروم ساختند. شاید از دلایل ساخت فیلم هایی همچون اسکندر و 300 همین کار های ما باشد. از قدیم هم گفته اند : از ماست که بر ماست . . .

تاریخ ایران باستان سیار جذاب و شیرین است، اما در این بحث نمی گنجد. پس از طی دورانی گروهی از پارس ها روی کار آمدند و حکومت فوق العاده قدرت مند و در عین حال با عدالتی را پایه ریزی کردند. آن ها از قبیله ای به نام پاسارگاد بودند که کشاورزی می کردند. قبیله پاسارگاد بزرگترین قبیله ی پارس بود. رئیس آن، هخامنش، بر قبیله های دیگر پارسی نیز ریاست داشت. یکی از نوادگان هخامنش که قدرت پارس را در دست گرفت، "کوروش" نام داشت. کوروش شاهنشاهی هخامنش را در ایران بنیان نهاد. داریوش، خشیارشا، اردشیر از دیگر پادشاهان سلسه ی هخامنشی هستند. در زمان هخامنشیان (به نظرم سرزمین پاکمان، بهترین روز هایش را در آن دوران تجربه کرده است)، ایران وسعت زیادی پیدا کرد. در این دوران طلایی مرزهای ایران از شمال به رود سیحون و از شرق به رود سند و از مغرب به مصر و دریای مدیترانه و از جنوب به خلیج فارس(کنونی) رسید!!! ایران، ایران شده بود و به اقوامی که این چنین عزتش را باز گرداندند نعمات فراوان می داد. کوروش و دیگر پادشاهان هخامنشی برای توسعه قلمرو خود و یا سرکوب شورشیان و دشمنان، با آنان وارد جنگ می شدند. آن ها با مردم شکست خورده به مهربانی برخورد می کردند. در بسیاری از کتاب ها این را خوانده ام که کوروش وقتی دولت یا کشوری را شکست می داد به آن ها آب و غذا می داد، با آن ها مانند مردم خود رفتار می کرد، به آن ها اجازه می داد خدای خود را بپرستند و آزادانه در چهار چوب قانون کوروش و ایران و هخامنش و در نهایت اهورا رفتار کنند. آن ها باید منشور کوروش را سر لوحه اعمالشن قرار می دادند. شورشیانی که حق مردم دیگر را می خوردند حق قدم نهادن به قلمرو ایران را نداشتند و سریعاً توسط سپاهیان عظیم هخامنش سرکوب می شدند. کوروش به دانشمندان و عالمان و هنرمندان احترام می گذاشت. بنا به تفسیر بسیاری علماء از کوروش در قرآن کریم با نام ذوالقرنین یاد شده. او بسیار دانا و باهوش بود و به از همه جهات قلمرو تحت فرمانش را به سوی پیشرفت سوق می داد، صنعت، هنر، دامپروری، کشاورزی و از همه مهمتر تدارک نیروی جنگی ماهر و زبده (سپاه جاویدان). آثاری که از دوران هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان، ساسانیان، افشاریان و دیگر حکومت ها بر جای مانده(هر چند به قصد، بسیاری از آن ها از بین رفته اند اما) نشان می دهند که نیاکان ما مردمی متمدن و با فرهنگ بوده اند. در زمان آن ها هنر "معماری" و سنگ تراشی، بافندگی و دیگر هنر ها پیشرفت بسیار زیادی داشته است.

به دلیل خشم زیاد از طرز تفکر مردم دیگر کشورها نسبت به ایران و ایرانی شاید بحث کمی به انحراف کشیده شد. حال به ستون اصلی بحث گره می خوریم تا دیگر باز نشویم. در بالا گفتم که از ماست که بر ماست. اگر به جای لباس زیبای ایرانی که مانند عبا است (اما بسیار زیباتر و محجب تر برای مردان!) سوئی شرت نپوشیم و مدل موهایمان را به تقلید از انسان هایی که خود هیچ اند! خروسی نکنیم، آن هیچ ها برایمان فیلم 300 نمی سازند. اگر به جای موسیقی غنایی و اصیل، ردیف های آوازی ، سازی چون قیچک و کمانچه، تار و تنبک؛ هیوی متال و الکس، تکنیک و جاز و پا گوش ندهیم، برایمان 300 نمی سازند. اگر وقتی هراز چند گاهی موسیقی سنتی از تلوزیون ملی !!! پخش می شود به جای نشان دادن نوازنده و خواننده، به جای نشان دادن ساز و نت، تصاویر گل و بلبل پخش نشود (در مقابل تصویر به دار آویختن افراد و تصادف های وحشتناک) به ما وحشی نمی گویند.

پرسه پلیس

اگر پس از انقلابی که چشم جهان به آن است، بناهای نیاکانمان را با کلنگ و لودر تخریب نکنیم این کار را نمی کنند. من هم مسلمانم و خدایم را بسیار دوست می دارم. محمد را به پیامبری قبول دارم و آرزو دارم ذرّه ای از وجود مردانگی علی و حسین باشم. این ها را گفتم که فکر نکنید با حرف هایم می خواهم اسلام یا انقلابی که باعث شد اسلام بیشتر در سلول های بدنمان گره بخورد را تضییع کنم. سیاسی هم نیستم. اما یک "ایرانی" هستم که می خواهم و حق دارم که حقیقت را این جا در وبلاگ شخصی ام داد بزنم. ما وحشی نیستیم، اما افرادی از بیرون به جمع مان راه پیدا کرده اند که وحشی صفت اند (در تاریخ به وضوح این مسئله وجود دارد، بررسی کنید). توحش حتماً به عملیات فیزیکی مربوط نمی شود(که البته آن را هم کم نداریم!)، در ایران ما وقتی دو جنس مخالف بخواهند با یکدیگر صحبت کنند، حق ندارند. چون شاید در آن میان خدای ناکرده حرف هایی از عشق به میان آید. و این بد است. چون اگر عشق باشد؛ موادی به فروش نمی رود، اگر آن ها عاشق باشند بیدار می شوند و امکانات می خواهند. اگر بیدار شوند کار خیلی ها کساد می شود و دیگر سودی به جیب نمی زنند!!! برای حرف زدن با جنس مخالف باید ، همه ی عالم با خبر شوند، شاید هم باید پدر و مادرتان را مجاب کنید! کاش با خلافکاران هم همین کاری که با معصومان میکردند، می کردند ... اگر این گونه بود، خلافکاران کم می شدند؛ همانگونه که عشق و محبت کم شده!!! در این چنین جوی باید انتظار پیش آمدن هر خلافی را داشت. کشوری که دلالان و قاچاقچیان انسان و مواد مخدر آزادانه در آن رفت و آمد می کنند!!! کشوری که جوانانش باهوش اند، مبتکرند و با استعداد؛ اما عده زیادی از این استعداد ها به دلیل بی توجّهی بدون استفاده باقی می مانند و گاه بار اضافی بر دوش جامعه می شوند. بگذارید مثالی بزنم. اگر شما دارای بدنی با ماهیچه های فوق العاده نیرومند و زیبا باشید، باید برای بهتر شدنشان (و یا حد اقل نگه داشتن در شرایط فعلی) از آن ها استفاده کنید، آن ها را نرمش و ورزش دهید تا تنبل نشوند، اما اگر از آن ها استفاده نکنید تناسب نیرو و آمادگی قبلی، این ماهیچه ها دیر یا زود ظاهر زیبایی و نیرومندی خود را از دست می دهند. حال نسل بعدی شما نیز دارای جثه ای ضعیف و نا متناسب خواهد شد. به همین ترتیب روز به روز وضعیت بدتر می شود. بیائید متحجرانه به این قضیه ی فیلم 300 نگاه نکنیم. درست است که نویسنده این گونه فیلم ها (لعنت خدا بر آن ها باد) و مورّخانی انگشت شمار تاریخ را طبق میل خود تحریف کرده اند، اما یک شخص خاجی که بی طرف است با دیدن فیلم، وضعیت آن را با ایران کنونی مقایسه می کند. با یک عقل در حد عوام نمی توان به او فهماند که قضیه تحریف شده است! نمی توان گفت هنوز ایرانی همان ایرانی است! چون آن ها از ایران کهن هم واقعیت را نمی دانند. خدا را سپاس که هنوز تعدادی از مراسم کهن بین ما وجود دارد و مراسمی که پس از ورود اسلام به ایران شکلی دیگر گرفتند. به عنوان مثال همین تعزیه ای که نقش آن بسیار کم رنگ شده پدر تئاتر است در اسلام(!)، پرده خوانی، اسپند دود کردن در مراسم خواص (سوگواری حسین(ع)، جشن ها و ...)، شب یلدا، عید نوروز (چیزی تا شروع این جشن باقی نمانده)، چهارشنبه سوری (این رسم بسیار دگرگون شده و تقریباً هیچ بویی از رسم دیرینه ی سوزاندن پلیدی در آتش پاک و شادی برای فرا رسیدن بهار، در آن نمانده و متاسفاه به جایش آزار و اذیّت رسم شده!) و مراسم دیگر.

ایرانی با این چنین فرهنگ غنی، نباید در این وضعیت باشد. در کشور ما فیلم سازی راهی برای کسب درآمد شده است، که نگاه به تنها مسئله مالی کیفیت کار را بسیار پایین می آورد. در کشور های رغیب(که اکثر آن ها غربی اند)، شرکت های فیلم سازی بسیار بزرگی چون هالیوود هستند که فیلم هایشان آکنده از تبلیغ و ضد اخلاق است. پر از دروغ. اما آن ها دروغ های خود را در بسته بندی به جوانان کشور خود و دیگر کشورها هدیه می دهند! در بسته های لوکس و گران. تبلیغ در شناسایی و تصمیم گیری بسیار موثر است. بهترین راه تبلیغ هم زمانی است که فرد را تشنه نگه دارند و تبلیغ را مانند آبی گوارا به او بخورانند. همان کاری که هالیوود کرده است!
در متن فیلم هایی که مورخ آن غربی بوده، نویسنده اش غربی، کارگردانش غربی و بازیگرش غربی. موضوع فیلم چیست؟ وحشی بودن ایرانی، بی تمدن بودنش، بد چهره بودنش، در واقع آن هایی که این افتضاح قرن را به بار آورده اند، ایرانی را حیوانی جلوه داده اند در پوست انسان!

من هیچوقت از ایرانی بودنم نه تنها احساس بدی ندارم، بلکه مایه ی افتخارم است. من بهترین کشور دنیا را دارم. بهترین دین دنیا را دارم. هر چقدر هم بخواهند شخصیتم را بد جلوه دهند، نمی توانند، چون خود پلیدند. من ایرانیم. در فیلم های دیگرشان دیدم وقتی موذن، بانگ اذان سرمی داد، کار های غیر انسانی نشان می دادند. پیر مرد نحیف و زشت را و صحنه های شماتت آمیز. فیلم الکساندر (اسکندر ملعون که پایتخت فرهنگی ایران باستان را ویران کرد و کتاب های بزرگانمان را به آتش کشید) نیز به گونه ای تاریخ را تحریف کرد. اما فیلم 300 (بهتر است بگویم ضد تاریخ 300!) بسیار بی پروا به ایرانیان توهین کرده که این کارشان عواقب بدی را در پی دارد. بیائید به جای عوض کردن مدل موی فشِن، به جای کتونی های آل استار و امبرو، به جای لی ترک، و ... به فکر راه چاره باشیم. چاره ای که دنیا را ایران بشناسند! مهد دلیران را. ایران مولوی، ایران حافظ، ایران بوعلی سینا، ایران خیام، ایران زکریا، ایران سعدی، ایران فردوسی، ایران خوارزمی، ایران حسابی، ایران کوروش و داریوش، ایرانی که همیشه آزاد بوده و به ذلت تن نداده، ایران خمینی، ایران مفتح و بهشتی، ایران شریعتی و میرزا کوچک خان، ایران ستارخان و باقرخان، ایران همه ... ایران من، ایران تو


از فیلم سازان، مسئولینی که این ها را خواندند و کسانی که کارهای فرهنگی هنری می کنند، خواهش می کنم، برای یک بار هم که شده تنها هدفشان پول نباشد. بیائید یک کار فرهنگی در مقابل وحشی صفت هایی که مارا وحشی معرفی می کنند انجام دهید. نه فیلمی با کیفیت کاری فیلم های انجام شده. نه انیمیشن بی کیفیتی که مادر بزرگ ها هم دلشان نمی خواهد نگاهشان کند. با موسیقی هایی که از خود غربی ها تقلید شده باشد! یک فیلم که ایران را نشان دهد، تخت جمشید و شکوهش را نمایش دهد و عزت ایران را. یعنی کسی نیست که برای ایران فیلم بسازد؟؟؟؟؟ برای تاریخ ایران. البته تا به حال چند ین شبه فیلم دیده ام که واقعاً بی محتوا بوده اند، هم از لحاظ فیلم برداری و عوامل فنی، هم داستان انتخاب شده، هم بازیگران و مهمتر جلوه های ویژه، که برای کودکان نیز خنده دار بودند!

 

آقای مدیری، شما اگر میتوانید به جای تمسخر اقوام ایرانی اینجا دست به کار بشوید. طنز شاید بهترین جواب در مقابل چنین عمل زشتی باشد. جوابی که به عقیده ام عالی است و جواب می دهد. مدیری و گروهش هم از پس این کار بزرگ خیلی خوب بر می آیند. به یاد داشته باشید که دیگر از آهنگ های استاد شجریان استفاده نا مربوط نکنید.

در آخر عذر خواهی می کنم اگر ناخواسته از بحث خارج شدم. این متن را برای دوستانتان ارسال کنید. این کمترین کاری بود که می توانستم به نشانه ی اعتراضم انجام دهم. شما هم اگر در ترجمه و یا وبلاگ نویسی و ... تخصصی دارید، یک لحظه غافل نشوید. ایران و ایرانی را به جهانیان بشناسانید. به ملل مختلف، از راهی که برایتان مقدور است.
 


۳۰۰

300


300


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط م . الف  | 


 هفته‌نامه آمریكایی نیوزویك در گزارشی از محاسبات ریاضی به كار رفته در كاشی‌كاری بناهای قرون وسطی‌اسلامی نوشته است به تازگی معلوم شده در آنها محاسباتی به كار گرفته شده كه اروپایی‌ها تنها از ‪ ۳۰‬سال پیش به آن دست پیدا كرده‌اند. نیوزویك روز دوشنبه نوشت: پیام‌ها، اسرار مذهبی و كهن در دیوارهای یكی از زیارتگاه‌های اسلامی به صورت رمز قرار داده شده است. خوانندگان متعجب خواهند شد اگر دریابند آنها تاكنون به اشتباه این امر را تنها در كتاب رمز داوینچی مشاهده كرده‌اند. "پتر لو" ‪ Peter Lu‬و "پل استین هارت" ‪ Paul Steinhardt‬در یك گزارش مجله علوم نوشته‌اند كه در بسیاری از كاشی‌كاری‌های بناهای اسلامی متعلق به ‪ ۵۰۰‬سال پیش توانسته‌اند الگوهای فراوان ریاضی پیدا كنند كه تا دهه ‪۱۹۷۰‬ برای غربی‌ها ناشناخته بوده است.این اسلام بود كه حساب جبر را به جهان معرفی كرد اما این الگوهای یافت شده بسیار فراتر از حساب جبر پایه هستند و از الگوهای ریاضی بسیار پیشرفته استفاده می‌كنند."كیث كریچلو" ‪ keith Critchlow‬نویسنده كتاب "الگوهای ریاضی اسلامی" اعلام كرد: جالب این است كه این الگوها در تمام این مدت مقابل دیدگان غربی‌ها قرار داشته‌اند و ما قادر نبودیم آنها را مطالعه كنیم. اكنون كه ما به این توانایی دست پیدا كرده‌ایم دریافته‌ایم كه اسلام در دوره قرون وسطی تا چه اندازه پیشرفته بوده است.كسی نمی‌داند كه نام این الگوهای ریاضی پیچیده در آن دوران چه نام داشته است اما اكنون دانشمندان آن را "شیمی بیضی متقارن ممنوعه" می‌نامند.این الگوها به دلیل مذهبی ممنوعه نبودند بلكه به این خاطر به این نام خوانده می‌شود كه در نگاه اول درك ان دشوار می‌نماید.آنها از الگوی كاشی‌های هرمی برخوردارند و با چرخش یك سوم در آن قابل شناسایی هستند.همین قانون برای كاشی‌های مستطیلی نیز پیروی می‌كند كه با چرخش یك چهارم قابل شناسایی هستند اما برای كاشی‌های شش گوش چرخش یك ششم لازم است.
اما این شبكه‌ها بدون وجود پنج‌ظلعی‌ها كامل نمی‌شوند و بدون رعایت فاصله میان آنها در كنار هم جفت نمی‌شوند و نمی‌توان آنها را با با چرخش یك پنجم در كنار هم قرار داد.در سال ‪ ۱۹۷۳‬سر "راجر پنروس" ‪ Roger Penrose‬ریاضی‌دان برجسته غربی توانست با در نظر گرفتن این پنج‌ظلعی‌ها الگویی پنج تایی با شكلی بسازد كه از آن به عنوان كیت و یا دارت نام برده می‌شود. او نخستین غربی بود كه این حساب را كشف كرد و در آن زمان گمان می‌كرد نخستین كسی است به این موضوع پی برده‌است.خلاقیت وی به خلق خواص ریاضیاتی منجر شد هر دسته می‌تواند حاوی تعداد مشخصی‌از كیت‌ها و دارت‌هایی باشد كه می‌توانند تا بی‌نهایت و بدون تكرارپذیری الگوهای كوچكتری از كیتها و دارت‌ها بسازند.هر چقدر تعداد این اشكال ریز افزایش پیدا كند آنگاه نسبت كیت‌ها به دارت‌ها به نسبتی موسوم به "نسبت طلایی" می‌رسد. شمار آنها بطور حتم ریاضی دانان را متحیر می‌كند. نسبت طلایی بنا به یافته‌های فیثاغوریث گنگ خواهد بود یعنی این كه می‌توانند به رقم‌های اعشاری بی‌نهایت تعمیم یابند. (رقم دقیق آن ‪ ۱/۶۱۸۰۳۳۹۸۹‬خواهد بود.>این عدد به حساب فیبوناجی مرتبط خواهد بود كه در نوشته‌های "جانس كپلر" ‪ Johannes Kepler‬و لئوناردو داوینچی پیدا می‌شود.به نظر می‌رسد كه مسلمانان در قرون وسطی برخی از این حساب‌ها را تدوین كرده بودند و آقای لو توانست در دیوار یكی از زیارتگاه‌های ایران دو نوع از این كاشی‌كاری‌ها بزرگ را كه با كاشی‌های هم‌شكل ساخته شده بود، كشف كند به گونه‌ای كه ظاهرا از نسبت طلایی فیثاغورثی تبعیت می‌كردند.كریچلو در این‌باره می‌گوید:سازندگان بنا بطور حتم از این نسبت خبر داشتند."گلرو نجیب اوغلو" ‪ Gulru Nacipoglu‬یكی از اساتید دانشگاه هاروارد می‌گوید:خلقت انسان مشابه هم است و شكل مشخصی دارد كه از عجایب خلقت خداوندی است. برخی از الگوهای هندسی به عنوان مثال در سیارات و ستارگان یافت می‌شوند.به گفته استین‌هارت، مسلمانان در دوران قرون وسطی و بعداز آن همواره از این الگو استفاده كرده‌اند و همواره تلاش كرده‌اند آن را در طرح‌های خود به كار گیرند.آقای لو با بررسی این بناها می‌گوید: این كه این الگوها به كجا ختم می‌شوند و به صورت هوشمندانه‌ای در درها و پنجره‌ها به كار رفته‌اند مسئله‌ای است كه نمی‌توان مشخص كرد.به گفته وی، با وجود این كه الگوی پنروس به قرن ‪ ۱۴‬یا ‪ ۱۵‬بازمی‌گردد اما این اشكال كاشی‌كاری در دنیای اسلام از صدها سال قبل از آن به كار گرفته شده است. در منبت‌كاری‌های ایران در قرن پانزدهم و اوایل شانزدهم فهرستی از بسیاری از این طرح‌ها قرار دارند كه ممكن است سرنخی برای شكوه ریاضیات اسلامی در مساجد ایران و تركیه و مدارس بغداد و زیارتگاه‌های هند و افغانستان باشد.دانشمندان اكنون می‌دانند كه مسلمانان در آن دوران می‌توانستند معادلات جبری به توان ‪ ۳‬و فراتر از آن را حل كنند معادلاتی كه بسیار دشوارتر از معادله دو مجهولی است و اساس جبر به شمار می‌رود. مسلمانان همچنین دارای حسابگرهای مكانیكی بودند و در علم داروشناسی و ستاره شناسی پیشرفته‌تر از اروپایی‌ها بوده‌اند اما با این حال جای تاسف است كه تعداد اندكی از این دانشمندان درباره یافته‌های خود كتاب و یا اثر به رشته تحریر درآورده‌اند". 

 

منبع : آرونا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط م . الف  | 

دوستان عزیز.

عکس ماکت از مرحله ی پایانی نیست. این ماکت محوطه سازی هم دارد.

از دقت نظر دوستی که اسمشون رو ذکر نکردند متشکرم.

عکس پایانی : به زودی . . .!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط م . الف  |