انتقاد
| باز برتافت به عالم خورشید | بر رخ خلق، جهان تیغ کشید |
| شد برافروخته کانون فساد | آتش فتنه در آفاق افتاد |
| تافت بر خوابگه عالم نور | باز جنبید و به جوش آمد مور |
| روی آفاق پر از ولوله شد | راحت و امن ز گیتی یله شد |
| شیر برخاست پی صید غزال | باز از صعوه نمود استقبال |
| قحبه بخل، به رخ غازه کشید | غرچه ی مفسده خمیازه کشید |
| مردمان در تک و پو افتادند | رو به هر برزن و کو بنهادند |
| گشت بی عاطفتی باز شروع | یافت حرص و ولع و جهل شروع |
| آمد از خانه برون، شیر فروش | کوزه ی شیر پر از آب، به دوش! |
| کاسب دزد، به بازار آمد | طالب مزد، سر کار آمد |
| صف کشیدند پدر سوخته ها | چشم بر منصب هم دوخته ها |
| روز، آبستن رنج و ثعب است | ای خوشا شب که فراغت به شب است |
| من همه دشمن روزم، که به روز | کند انواع جنایات بُروز |
| ای خوشا شب که پس از ساعت پنج | ظلم عاتل شود و خسبد رنج |
| مردم از شرّ هم آسوده شوند | |
| فارغ از صحبت بیهوده شوند... | |
اثر ایرج میرزا که تحت عنوان "انتقاد" انتشار یافته، این ابیات (که البته دو بیت از آن به دلایل سیاسی و وجود آزادی حذف گردید) در دوران معاصر هم، معنای حقیقی خودشون رو حفظ کرده و انتقال می دن ...
ایرج میرزا یکی از شاعران فوق العاده هوشمند بود که با شوخ طبعی و استفاده از کلمات عامیانه (و گاهاً غیر معقول!) تونست حرف هاش رو به گوش حکومت دوران خودش و مردم اون زمان برسونه. ایشون شاعر سیاسی هم دوران با شهریار و میرزاده عشقی بود (بهتون پیشنهاد می کنم داستان زندگی و مرگ میرزاده رو بررسی کنید).
اگر مایل به داشتن فایل دیوان اشعار ایرج میرزا (بدون حذفیّات) و مثنوی زهره و منوچهر (فوق العاده زیباست) در فرمت PDF هستین، در قسمت نظرات و یا از طریق ایمیل اعلام کنید تا براتون بفرستم.
