تبليغاتX
معمار - انتقاد - ایرج میرزا

معمار

معمار و معماری ، تاریخ هنر ، ایران شناسی , گاهی تراوشات ذهن

انتقاد

 

باز برتافت به عالم خورشید        بر رخ خلق، جهان تیغ کشید
شد برافروخته کانون فساد        آتش فتنه در آفاق افتاد
تافت بر خوابگه عالم نور        باز جنبید و به جوش آمد مور
روی آفاق پر از ولوله شد        راحت و امن ز گیتی یله شد
شیر برخاست پی صید غزال        باز از صعوه نمود استقبال
قحبه بخل، به رخ غازه کشید        غرچه ی مفسده خمیازه کشید
مردمان در تک و پو افتادند        رو به هر برزن و کو بنهادند
گشت بی عاطفتی باز شروع        یافت حرص و ولع و جهل شروع
آمد از خانه برون، شیر فروش        کوزه ی شیر پر از آب، به دوش!
کاسب دزد، به بازار آمد        طالب مزد، سر کار آمد
صف کشیدند پدر سوخته ها        چشم بر منصب هم دوخته ها
روز، آبستن رنج و ثعب است        ای خوشا شب که فراغت به شب است
من همه دشمن روزم، که به روز        کند انواع جنایات بُروز
ای خوشا شب که پس از ساعت پنج        ظلم عاتل شود و خسبد رنج
 
مردم از شرّ هم آسوده شوند
فارغ از صحبت بیهوده شوند...

 

اثر ایرج میرزا که تحت عنوان "انتقاد" انتشار یافته، این ابیات (که البته دو بیت از آن به دلایل سیاسی و وجود آزادی حذف گردید) در دوران معاصر هم، معنای حقیقی خودشون رو حفظ کرده و  انتقال می دن ...

ایرج میرزا یکی از شاعران فوق العاده هوشمند بود که با شوخ طبعی و استفاده از کلمات عامیانه (و گاهاً غیر معقول!) تونست حرف هاش رو به گوش حکومت دوران خودش و مردم اون زمان برسونه. ایشون شاعر سیاسی هم دوران با شهریار و میرزاده عشقی بود (بهتون پیشنهاد می کنم داستان زندگی و مرگ میرزاده رو بررسی کنید).

اگر مایل به داشتن فایل دیوان اشعار ایرج میرزا (بدون حذفیّات) و مثنوی زهره و منوچهر (فوق العاده زیباست) در فرمت PDF هستین، در قسمت نظرات و یا از طریق ایمیل اعلام کنید تا براتون بفرستم.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمد احمدوند  |