X
تبلیغات
معمار - روند طراحی

معمار

معمار و معماری، تاریخ هنر، ایران شناسی، گاهی تراوشات ذهن

 


 

روند طراحی

 

 

فرایند طراحی یک معمار شامل تعداد زیادی تصمیم ها و مراحل تکامل آن هاست که در نهایت مفهومی خیالی متولد شده از یک سری واقعیت هاست که در آینده قرار است توسط معمار تحقق پیدا کند. این مفهوم خیالی بر گرفته از یک سری مسائل خاص مانند الزامات فرم، عملکرد، فن آوری، زیست شناسی، بوم شناسی و مقررات دولتی به واسطه ی ترسیمات، گام به گام به طرح نزدیک می شود. سه دسته اصولی که در طراحی اهمیت زیادی دارند عبارتند از:

۱) مثلا می توان فرم یک ساختمان یا توزیع فضا را  در ابتدا به وسیله ی ملاحظات عقلی مثلا قواعد سازه، استانداردهای سرویس و یا نیاز های استفاده کننده تعیین کرد. این نوع اصول را اصول عقلی می نامند. این اصول از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۰ نفوذ زیادی در معماری داشته است.

۲) در این دسته اصول با فرم هایی که تکمیل شده اند سر و کار دارند. این اصول از آثار نماد سمبلیک عناصر معماری بر روی مشاهده گر  است که در کارهای معماران دهه های اخیر اهمیت خاصی داشته است. همچنین این اصول نتایج روان شناسی خاصی دارد.

۳) اصول دیگر نیز برای ایجاد واکنش های خاص روانی در افراد وجود دارد. این اصول که اصول روان شناسی نامیده می شود می تواند استفاده کننده را در روند طراحی دخالت دهد.

 

یکدست کردن طرح

 اگر چه ارزیابی گزینه ها به ما در انتخاب بهترین روند طراحی کمک می کند، ولی بسیاری از پدیده های مناسب، زمانی شکل می گیرد که طراح سعی در جای دادن ایده ها در کنار هم (در طرح خود) داشته باشد. هنگامی که بر روی تمامی اجزای طرح کار می شود٬ بسیاری از ترکیب ها دوباره طراحی می شود. حتی در مرحله ی تکمیلی و پایانی طرح، نیز ممکن است اصلاحاتی بر روی آن انجام گیرد. طراح به تأکید در تمام قسمت های طرح خود کنکاش می کند و در نهایت٬ اسکیس ها در ابعاد، شکل و دیدگاه طراحی در موقعیت ویژه تری قرار می گیرند.

 

جزئیات 

در بعضی از مراحل طراحی، معمار باید از واقع گرایانه بودن کانسپت های طرح مطمئن شود که آیا اجزای طراحی شده امکان ساخت دارد؟ آیا این اجزا بر یکدیگر منطبق می شوند؟ اسکیس جزئیات، به نوعی طرح را زیر میکروسکپ قرار می دهد. تغییرات روند طراحی و ساختمان سازی، کاملا واضح و آشکار است. در هر مرحله، کارگزاران بیشتری دخالت دارند. سه وضعیت مهم در معماری، این شبکه ی پیچیده ی کارگزاران و فعالیت ها را تحت پوشش قرار می دهد که عبارتند از:

۱) تغییر در کانسپت کار فرما

۲) گسترش«گروه طراحی» 

۳) افزایش تعداد و پیچیدگی عواملی که روند طراحی و ساخت و ساز را تشکیل می دهند.

 

 

نمونه ی یک روند طراحی

 علاوه بر طراح و آنچه طراحی می شود، هدف دیگری نیز وجود دارد که عبارتست از: تبدیل برنامه ی کارفرما به یک ساختمان خاص یا آنچه پاسخگوی نیاز او باشد. در تمرین معماری این امر مستلزم برنامه ریزی ساختمان، طراحی شماتیک، طرح اولیه، گسترش طرح، اسناد پیمان، طرح های نهایی قابل عرضه و اجرا، و ساخت و ساز می باشد. مسائلی که در هر یک از این مراحل باید حل شود، روند حل مسأله ی بسیار مؤثری را از جانب معمار می طلبد. شیوه های مناسبی برای روند طراحی(حل مسأله) وجود دارد که در اینجا به شیوه ی پنج مرحله ای اشاره می کنیم:

۱) تعریف مسأله

۲) گسترش گزینه ها

۳) ارزیابی

۴) انتخاب

۵) ارتباط

 

ارتباط در روند طراحی

 هر یک از مراحل روند طراحی، نوعی وظیفه ی ارتباطی است که در آن٬ یک تعریف به نوع دیگری متناسب با مرحله ی بعدی این روند تبدیل می شود. در طراحی شماتیک٬ نمودار ها و نوشته هایی که مسأله ی طراحی را تعریف می کند، به اسکیسی تبدیل می شود که طرح های ممکن را به گونه ای تعریف می کند که منجر به تصمیم گیری کارفرما شود. در مرحله ی دیگر پیمان کارانترسیمات جزئیات طرح معمار را به ترسیمات نهایی قابل عرضه و اجرا تبدیل می کنند. با نگاهی به این جریانات طراحی، طراحان وظایف چندگانه ی مدیریت اطلاعات را از طریق به کارگیری ارتباطات گرافیکی سازمان دهی می کنند.

اطلاعات به دست آمده، به صورت کدهای خلاصه ی زبان گرافیکی تبدیل شده، محدودهی وسیعی از متغیر ها را به جریان انداخته و تجزیه و تحلیل نتایج گوناگون را  گسترش می دهد. پس از پردازش اطلاعات، آن ها را به کد های زبان شفاهی و گرافیکی تبدیل می کنند تا در روند طراحی بتواند با مرحله ی بعد ارتباط بر قرار کند. نگرش دیگر به ارتباطات طراحی آن است که روند طراحی را روند تکراری تجربیات و مشاهدات محسوب می کنیم. در روش تجربی، طراحان از زبان گرافیکی استفاده می کنند که راه های تازه ای برای کاوش و تحقیق مطرح می کند، ولی در روش مشاهده، طراح ترسیمات یا نمودار هایی را به کار می برد که منجر به درک و ارزیابی نتایج آزمایش می شود

 

ایده (کانسپت)

در تمدن بشری، ایده نقش مهمی در تحولات جامعه و سطوح گوناگون ان از خود بروز داده است. سفر به کره ی ماه بدون داشتن ایده ای که نخستین بار ژول ورن بیان کرد، امکان پذیر نبود. اگر به پیرامون خود نگاهی بیندازیم، درمی یابیم که تمام اشیای زندگی ما در اصل بر اساس ایده های مشخص به وجود آمده اند. در تمجید از ایده سخنان زیادی گفته شده است از جمله این که: 

"ایده ی خوب را نمی توان خدشه دار کرد، درک ایده ها خود به طرح ایده ی جدید می انجامد"

ایده از کلمه ی یونانی به معنای دیدن مشتق شده است. به نظر جان لاک ایده از عملیات ذهن بر محسوسات پدید می آید. اطلاعاتی که حواس از جهان بیرون به دست می آورند نقش به سزایی در پیدایش و شکل گیری ایده دارند.

 

 

پیدایش ایده

لوکوربوزیه پنج مرحله ی دستیابی به ایده را اینگونه بیان میکند:

الف) نگریستن       ب) نظاره          ج) دیدن          د) تصور کردن           ه) خلق

کار اصلی معمار، یافتن جوهر منحصر به فرد هر پروژه و پرداختن به آن است و ازطریق آن ایده تولید می شود.

 

ارتباط ایده با کلام و نوشتار

معماری اصولا با مقولاتی نظیر فرم، رنگ، نور و غیره که هیچکدام نوشتاری نیستند، سر و کار دارد و توصیف یا تحلیل مقولات معماری با استفاده از نوشتار، خالی از دشواری نیست. ولی انچه مسلم استدانش معماری مانند بخش عظیمی از دانش بشری عمدتا از طریق نوشتار انتقال می یابد. معماری امروز بیش از پیش مبتنی بر روش هایی است که در اصل از ایده های مجرد نشأت  می گیرد. نوشتن لاجرم نه فقط یگانه وسیله ی انتقال ایده ها محسوب می شود بلکه یگانه وسیله ایست که با آن می توان افکار معمارانه را به نظم درآورد. در هر حال نوشته ی معماری وسیله ایست برای ایجاد ارتباط بین معماری و دیگر مقوله های فرهنگی.

 

 

گزینش ایده

معماری با بیشمار مسایل مختلف سر و کار دارد و طبیعی است که در آغاز کار یا در ضمن طراحی، ایده های فراوانی شکل بگیرد. مشکل اصلی بسیاری از طراحان اغلب این نیست که ایده ای ندارند بلکه این است که هزاران ایده دارند. ایده ی پروژه اغلب از طریق حذف حاصل می شود و وظیفه ی معمار شناسایی اصلی ترین مسایل و پاسخگویی به آن ها در درجه ی اول و پاسخگویی به بقیه بر اساس اولویت است در نتیجه ایده هایی که همواره از طریق انتخاب بهترین گزینه ها و تقویت ویژگی های اصلی ایده های انتخاب شده در طراحی به ثمر می رسند.

 

 

ایجاد فضاهای ذهنی بر اساس ایده

پس از انتخاب ایده که پیشتر گفته شد اغلب از طریق حذف صورت می گیرد، طراحی وارد مرحله ی خطیری با عنوان تبدیل ذهنیت به عینیت می شود. طراح بر اساس کیفیات ایده ی مورد نظر شروع به خلق فضایی ذهنی می کند. کار طراح از این پس شناخت زوایای متنوع فضای ذهنی تصور شده است. این شناخت از طریق پرورش ایده در ذهن و وضوح بخشی و آشکارسازی کمیات و کیفیات فضای ذهنی انجام می گیرد.

 

 

ایده های شکل دهنده

ایده ی شکل دهنده به عنوان مفهومی تلقی می شود که طراح به وسیله ی آن می تواند به طرحش شکل دهد یا آن را تحت نفوذ قرار دهد. می توان از این ایده ها برای سازماندهی تصمیم های مربوط به رعایت سبک و ایجاد آگاهانه ی فرم استفاده کرد. طراح با استفاده از جایگزین کردن یک ایده ی شکلدهنده به جای یک ایده ی دیگر طرحش را متمایز و شاخص می سازد. برخی از این ایده ها عبارتند از:رابطه ی پلان با مقطع و نما ــــ رابطه ی واحد و کل ــــ رابطه ی عناصر تکراری و مجرد ــــ الحاقی و حذفی تقارن و تعادل ــــ هندسه و شبکه ــــ الگو های سازماندهی ــــ گسترش ها ــــ تقلیل.

 

فرایند اکتشاف

برای معمار یا طراح فرایند اکتشاف شامل دو بخش ابداع و شکل گیری کانسپت است. ابداع در پایه ی اکتشاف، در جستجوی ایده ی اصلی برای پروژه است. شکل گیری کانسپت، برگرداننده ی اکتشاف به یک گرافیک یا به عبارت تحت اللفظی است که باید برای توسعه ی کامل پروژه یک مسیر مشخص کند.

 

 

شکل گیری کانسپت

کانسپت اولیه ساختار با دوامی است که طراحان معماری که برای بنا نهادن تشکیلات اساسی یک ساختمان و هدایت کل روند توسعه ی طرح از آن بهره می جویند. این نظام در بهترین نوع خود، موارد زیر را تأمین می کند:

۱) نخستین ارتیاط پاسخ طراحی با عوامل فرم (برنامه ریزی، اهداف، زمینه، سایت و...)

۲) محدود کردن مجموعه ی تصمیمیاتی که پایه و اساس مسیولیت های طرح است.

۳) نموداری از فعالیت های بعدی طرح به ترتیب ارزش ها و فرم های پیشنهادی.

۴) تصوری که خواسته ها را تحریک می کند، در تمامی افراد دیگر با فرایند طراحی، انگیزه ایجاد می کند.

این عمل معمولاْ با استفاده از بیان انتزاعی شکل می گیرد، مانند (ساختمان من یک پیچ است) یا (بنای ما روی شکاف پل زده است).

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 4 قبل از ظهر  توسط محمّد احمدوند -- Mohammad Ahmadvand  | 

Search Engine Submission - AddMe